تبليغاتX
فتوچینی
هرروز یک ترجمه، نوشته یا یک تجربه جدید
دارم باباطاهر را به زبان آلمانی میخونم ، یه وقتهایی به فرانسه اش یه سری میزنم و باز برمیگردم به المانی . زبان ترسناکیه همون موقعی که کلاس میرفتم و یاد می گرفتیم بگیم " حال شما چطوره " یا " اسم من نازمریم " و یا حتی " دوست دارم " هم زبان ترسناکی بود چی برسه به الان که دارم اشعاری لری برگردان شده به المانی را میخونم .

روی انگشتهام پروانه چسبوندم ، هرشب که میخوابم یکیشون پرواز میکنه و میره ، کنار پروانه ها گل چسبوندم که نرن ولی نمیدونم چرا فقط پروانه ها میرن و گلها میمونن .

توی خونه تنها نشستم و تمام پرده ها را کشیدم تا نور از یک درز کوچیک هم داخل نیاد ،تخت خوابم را پشت به پنجره گذاشتم ، توی تاریکی کتاب میخونم ، داستانهای کوتاه ژاپنی و نروژی و اشعار انگلیسی و فرانسه و المانی ، به کارهای طراح های مطرح امسال نگاه میکنم که یکیشون از روی من کپی کرده اما چهار سال قبل از اینکه من به طرحم برسم ، هرچیزی ممکنه ! تمام درزها بسته است اما با این پرده های زرد مگه میشه از دست نور فرار کرد؟ 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازمریم   | 

میک آپ  شاید هنر  نباشه اما این طراح از ترکیب آرت در میک آپ هایش استفاده کرده که انگار مجسمه ساخته یا نقاشی کرده ، شاید بهتر باشه نیو آرت نام گذاری بشه .





+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازمریم   | 

دوست داشتم زیر آب غوطه بخورم و بالا نیام ، آب سرد روی چشمهام و بینی و گوشهام بگیره و صدای سوت سرد با جنس اب قاطی بشه . دلم میخواست اون پائین بمونم تا آب سنگین و سنگین تر بشه و روی من فشار بیاره و من هی دورتر و دورتر بشم .

دوست داشتم یک روز سرد بهاری که از خونه میرم بیرون ، یکی از همون روزها که دیگه زمستون نیست اما کت لازم داری و باد میزنه و گرد و خاک و گرده های گل رو میبره توی بینی ات و هی عطسه میکنی ، وسط یکی از اون عطسه ها گم بشم .

دوست داشتم یک کوله پشتی داشتم و یک آی پد و یک چتر و میرفتم میرفتم و میرفتم ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازمریم   | 

یک دفتر دارم برای حساب و کتاب ، یک دفتر که تمار کارهای کرده ام را تویش نوشته ام . یک دفتر با صفحه های سفید که پر از شماره تلفن و آدرس و حرفهای مختلف . یه دفتر که داره به صفحه های آخرش میرسه و تمام راه های رفته امسالم توشه .

دور و بر خونه پر از پارچه گردگیری و بطری های خالی شیشه شور و کف شور و گار شور و همه چی شوره یه گوشه جاروبرقی افتاده ، یه گوشه تردمیل و تلویزیون که هنوز روش پر خاکه. 

همه کارهایی که انجام دادم را لیست کردم ، خرج های کرده ، راه های رفته ، جایی برای کارهای مانده ام نیست ، کارهایی که دوست داشتم بکنم و هنوز نرسیدم ، جاهایی که میخواستم برم و نرفتم ، تمام خنده هایی که نکردم ، تمام اشک هایی که نریختم ، حرفهایی که نزدم ، تمام آدمهایی که ندیدم ...

نصف خونه کوچیک ما هنوز پر گرد و خاک و نصف دیگه برق میزنه . نمیدونم باید از نصف کثیف شرمنده باشم یا نصف تمیز . هنوز کشوها را بیرون نکشیدم . لباسهای کهنه و کوچیک شده را دور نریختم ، هنوز خونه را بوی کیک پر نکرده ، هنوز سبزه و سیب و سنجد و سماق نخریدم و توی کاسه نریختم  ، هنوز خبری از شادی عید نیست ...

ای کاش بهار اینقدر زود نمی آمد که هنوز ندونم باید چیکار کنم و هنوز بهش فکر نکرده باشم و انجام نداده باشم  و تو صفحه های آخر دفتر ننوشته باشمش .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازمریم   | 

اجازه ندید غذا خیلی در دندانتان باقی بماند .

هوشمندانه ... واقعا تشویق نمی شید مسواک بزنید؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازمریم   | 

یک آزانس تبلیغاتی در سنگاپور طرح خیلی عجیب و ناراحت کننده ای برای حمایت از ماهی های تن زده است . من نمیدانستم ماهی های تن رو به انقراض هستند ، اما به گفته این طرح تبلیغاتی صید بیش از اندازه ماهی تن در آسیا این نوع ماهی را به خطر انقراض نزدیک کرده .

کل مفهوم این کمپین تبلیغاتی این است که به ماهی های تن به چشم پانداها نگاه کنید ، سریع عمل کنید تا از انقراض آنها جلوگیری کنیم . ماهی های تن را نخرید ، نفروشید و نخورید و در این طرح ما را یاری کنید.

اگر ناراحتی قلبی دارید، خیلی پاندا ها را دوست دارید و یا به هر دلیلی از دیدن این تبلیغ ناراحت و دلزده شدید باید بدانید این هدف اصلی این کمپین بوده ، تبلیغات منفی برای عدم خرید و فروش یک محصول ، هنوز نمیدانم چقدر تاثیر گذار و یا چقدر خوب یا بد است .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازمریم   | 

ما یارانه را هدفمند می کنیم ، آنها تبلیغش را می کنند :)


+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازمریم   | 

ممکنه کیک درست کردن  ART محسوب نشه ولی انصافا درست کردن این کیک خیلی هنره ! البته گول رنگ قرمز داخلش را نخورید پرتقال خونی یا آلبالو و هرگونه میوه نیست ، فقط رنگ قرمز خوراکیه !!

خودم هنوز درستش نکردم پس نمیتونم بگم که خوشمزه هست یانه ولی اگه شما دوست دارین امتحان کنین میتونین برین اینجا و طریقه درست کردنش را بخونین و درست کنین ، اگه خوشمزه بود لطفا به من هم بگین :)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازمریم   | 

توی خیابون که راه میرفتم از مسیر مدرسه تا خونه ، روزهایی که تنها بودم . سعی میکردم فراموش کنم میرم خونه ببینم مسیر را اشتباه میرم یا نه . به خودم که می اومدم روی جدول کنار کوچه منتهی به خونمون بودم . همیشه  وقتی میرسیدم به جایی که یک درخت خط جدول را قطع کرده بودم به خودم می اومدم ، نمیدونم این همه سال چطور هیچوقت زیر ماشین نرفتم !

از مسیر دانشگاه تا خونه با صدای بلند نوار گوش میدادم و زیر پام را نگاه می کردم وقتی راه می رفتم . بارون می اومد ، برف می اومد ، ماشینهایی که رد می شدن هیچ اهمیتی نداشت ، من بودم و صدای بلند کریس دی برگ و جانی کش و سلندیون و ...  بوق کش دار ماشینها ، یکی دوبار نزدیک بود برم زیر ماشین.

 توی اتاق کوچکم شبها که همه می خوابیدن نور می زد بیرون ، چراغها را خاموش میکردم و زیر نور شمع کتاب میخوندم ، شمع هم که خاموش میشد خیال می بافتم ، برای خودم داستان قبل از خواب تعریف میکردم تا بخوابم . آنقدر خیال می بافتم که شخصیت خیالم بزرگ میشد .

سر کلاس درس استاد درس میداد و من نوار گوش میدادم ، گاهی از ردیف اول ، نگاهش میکردم و توی جزوه ام داستان مینوشتم که چاپ می شد ، گاهی خیال میکردم جای دیگری هستم و اینها تمام خیال من است .

هرجا دوست داشتم میرفتم ، هرجا میخواستم مینشستم ، هرکار که میخواستم میکردم . با ناخن های 10 رنگم هرچه میخواستم مینوشتم گو اینکه گاهی سانسور میشد. آدامس بادکنکی ام را باد میکردم و بلند بلند میخندیدم . هرچه میخواستم میپوشیدم . تا اینکه نفهمیدم چه روزی بالاخره بزرگ شدم ...

نمیدونم چی شد ، نه خیال می بافم ، نه مینویسم، نه خواب میبینم ، نه راه میرم نه حتی نوارگوش میکنم. ماشین سوار میشم ، همیشه عجله دارم ، لباسهای سیاه میپوشم ، میترسم ، از فردایی که نیامده میترسم . به حرف همه گوش میکنم ، توی روز روشن کابوس میبینم . شاید یکی من را عوض کرده خودم نفهمیدم !!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازمریم   | 

عکــــــــــــسهای نامـــــــــــــــــزدی برایان و سامانتا ، شاید طراح باشند چون تمام صحنه را خودشان ساخته اند و عکاس فقط عکسهای زیبایی گرفته است .

حس خیلی خوبی دارند . برای دیدن بقیه عکسها به اینجا سری بزنید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازمریم   |