تبليغاتX
مریمی خودم ... یه دنیا دوستت دارم
مریمی خودم ... یه دنیا دوستت دارم
*~*~kiss~*~*

بوسه از لب هایت ای جانان من

گر چه میباشد بهای جان من

لیک دیگر طاقتم گر دیده طاق


بر وصالت هست جان را اشتیاق

رخصتی ده تا بخلو تگاه ناز

با شم از قرب و صالت سر فراز

 

عكس های زیبا از عشق بازی دختر و پسرا.عكس های بوسه لب گرفتن!

چون توئی ان سرو سیم اندام من

گردد از لطف تو شیرین گام من

از بهای عشق خود نابم کنی



و ز زال وصل سیرابم کنی

سر خوشم من با غم هجران تو

جان دلبر جان ما و جان تو

 

قربون لبای مریمی جونم میشم من ...


| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 10:48 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~مریمی مهربون من ..........~*~*

مریمی مهربون من ..........

 

 مهربان ِمن 

مهربانم

با تو عهدی ميبندم نا گسستنی

فراموش نشدنی

و ماندگار

قلبم را به تو هدیه میدهم

به تو که سر تا پای وجودت را ذرّه ذرّه دوست ميدارم

به تو که روحت را

سرشتت را

عصاره ی وجودت را
ميپرستم


و به آن عميقاً عـشق ميـورزم

ای عزیز ِ ستودنی

مهربان ِماندنی

نازنین ِ خواستنی

بدان و آگاه باش که من

    تو را
        
هيچگاه


               
هيچ کجا

                          هيچ لحظه ای

                                       
تنها نخواهم گذاشت
               
 و لحظه ای از تو غافل نخواهم شد

 مطمئن باش

تمام احساسات زیبای من عاقلانه و عاشقانه تقدیم تو مهربان باد ...



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 10:25 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~عیدت مبارک عزیزم....~*~*

عیدت مارک مریمی جونم .....

بوی باران،بوی سبزه،بوی خاک،

شاخه های شسته،باران خورده،پاک

اسمان ابی و ابر سپید،

برگ های سبز بید،

عطر نرگس ،رقص باد،

نغمه شوق پرستوهای شاد،

خلوت گرم کبوترهای مست...

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار!

خوش به حال چشمه ها و دشتها،

خوش به حال دانه ها و سبزه ها،

خوش به حال غنچه های نیمه باز،

خوش به حال دختر میخک - که می خندد به ناز-،

خوش به حال جام لبریز از شراب،

خوش به حال افتاب.

ای دل من ،گرچه- در این روزگار-

جامه رنگین نمی پوشی به کام،

باده رنگین نمی بینی به جام،

نقل و سبزه در میان سفره نیست،

جامت- از ان می که می یابد- تهی است،

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!

ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب!

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ،

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!

کارت پستال سال نو  www.orchid.blogfa.com

سال نو بر همه شما عاشقان و دوستان عزیز مبارک

عزیز دلم  و امید زندگیم بر تو هم مبارک

دو چیز رو برات ارزو می کنم

قشنگترین بهونه زندگیم:

سلامتی و دلخوشی



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 10:22 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~ ولنتاین مبارک!~*~*

مریمی جونم  ولنتاین مبارک!

 

تا به حال به این فکر کردین که بین حموم رفتن دخترا با پسرا چه فرقی

هست؟

عمرا اگه بدونین؛اما من براتون میگم:

یك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو یكی دیگه میگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل میكنه٬ جلوی آیینه می ایسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده

۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره

۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میكنه

۸ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی

۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشیده شده٬ احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته

۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت

۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میكنه

۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه

ساعت ۸ شب

یك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت میكنه یه گوشه اتاق

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میكنه

۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر میخنده

۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و میشاشه توش

۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك میكنه

۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق

۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر



| *| نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 9:29 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~دلتنگی~*~*

 

تو ای آهوی وحشی کجایی      که در بند منی خواهی نخواهی

حديث عشق تو زیباست جانا    به پيش من چرا امشب نيايی

لبانت بر لبانم بوسه ميزد           دو چشمان سياهت رقص ماهی

تن زيبایت ای خنیاگر مست       مرا طوفان عشق است در نگاهی

دو گیسوی کمندت اسب وحشی    شدی تو رام من با مهربانی

تو ای دلبر کجايی مردم از تو          بمان با من هميشه گر توانی

                       من اینجا بس دلم تنگ است

 

 

من اینجا بس دلم تنگ است  

 وهر سازی که می بینم بد آهنگ است 

بیا ره توشه برداریم  

قدم در راه بی برگشت بگذاریم  

ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است  

من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم 

 ز سیلی زن، ز سیلی خور 

 وزین تصویر بر دیوار ترسانم .... 

بیا ای خسته خاطر دوست ! ای مانند من دلکنده و غمگین!  

من اینجا بس دلم تنگ است  

بیا ره توشه برداریم 

 قدم در راه بی فرجام بگذاریم.....     

دلم برای کسی تنگ است...

 

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

دلم برای کسی تنگ است ه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…

دلم برای کسی تنگ است  که دل تنگ دل تنگی هایم است…

دلم برای کسی تنگ است



| *| نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 11:31 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~برای مریم نازم .........~*~*

من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه توست

یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی بس که چشم تو قشنگ بود گله

گرگ و ندیدی

دل نبود توی دلم تو رو گرگها نبینن اونا با دندون تیز به کمینت نشینن

الهی من فدای تو چی کار کنم برای تو اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو

یه دفعه مثل پرنده قفس عشق رو شکستی پر زدی تو آسمونا رفتی اون

دورها نشستی

دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغها غروبها که تاریکه نریزن سرت

کلاغها نخوره سنگی به بالت پرت نشه فکر و خیالت

من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه توست

یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون سیل بارون و تگرگ میومد از

آسمون

بردمت تو  گلخونه که نریزه رو سرت که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و

پرت نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ

من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه توست

یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی اگه پروانه نبود تو فراموش

می شدی

آره پروانه شدم که پرهام سوخته شه تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه

چه بسوزه پر و بالم چه راحت بشه خیالم

دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات

اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات اینقده می گم تا خسته شم با

عشق توشکسته شم

من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه توست

 

به او بگوييد دوستش دارم،

به او که صداي پايش را ميشنوم،

به او که لحن کلامش را ميشناسم ،

 به او که گل هميشه بهارمن است،

به او که قشنگترين بهانه براي بودن من است

به او که عشق جاودانه من است

به او که عمق نگاهش را ميفهمم،

به او که........

 

ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود!!!

دیوانه ام ، تو عاشق در بند می خری ؟

کوه غمم ، تو کوه دماوند می خری ؟

صید کمند زلف تو هستم ، به من بگو

آیا غزال زخمی در بند ، می خری ؟

من دلشکسته ی تو ام ای نازنین من

ساز شکسته را ، تو بگو چند می خری ؟

ای بهترین ، اسیر شکر خنده ی تو ام

آیا اسیر را به شکر خنده می خری ؟

چون یوسفم به دست زلیخای عشق تو

هستی عزیز من و خداوند ، می خری ؟

میل حرث نموده گیاه دل من

یک قطعه زان ، به خاطر پیوند می خری ؟

 

در زیر باران

در زیر باران نشسته بودم چشمم را به آسمان دوخته بودم
چشمم را به ابرهای سرگردان دوخته بودم انتظار می کشیدم انتظار قطره ای
عاشق از باران که از آسمان بیاید و بر چشمانم بنشیند تا شاید چشمانم عاشق آن
قطره شود.
باران می بارید آسمان می نالید، ابرها بی قرار بودند صدای رعد ابرها سکوت آسمان را در هم شکسته بود خیس خیس شده بودم ، مثل پرنده ای در زیر باران
دوست داشتم پرواز کنم در اوج آسمانها تا شاید خودم قطره عاشق را میان این همه قطره پیدا کنم می دانستم قطره هایی که از آسمان می ریزد اشکهای آسمان است اشکهایی که هر قطره از آن خاطره ای بیش نبود.
در رویاهایم پروازکردم ، در اوج آسمانها، در میان ابرها، در میان قطره ها! چطور می شود از میان این همه قطره باران ، قطره عاشق را پیدا کرد؟! قطره هایی که هر وقت به زمین میریخت یا به دریا می رفت!، یا به رودخانه! ، یا به صحرا می رفت و به زمین فرو می رفت و یا بر روی گل می نشست! من به دنبال قطره ای بودم که بر روی چشمانم بنشیند.
نه قطره ای که عاشق دریا یا گل شود و یا اینکه ناپدید شود! من قطره عاشق را
می خواستم که یک رنگ باشد! همان رنگ باران عشق من !
نگاهم به باران بود ، در دلم چه غوغایی بود! انتظار به سر رسید ، قطره عاشق به چشمانم نرسید!
باران کم کم داشت رد خود را گم می کردو آسمان داشت آرام میگرفت! دلم نمی خواست آسمان آرام بگیرد اما من نا امید نشدم و باز هم منتظر ماندم آنقدر انتظار کشیدم تا قطره آخرباران را از آن بالاها می دیدم قطره ای که آرزو داشتم به
چشمانم بنشیند آرزو داشتم بیاید و با چشمانم دوست شود قطره باران داشت به سوی چشمانم می آمد نگاهم همچنان به آن قطره بود طوفان سعی داشت
قطره را از چشمانم جدا کند و نگذارد به چشمانم بنشیند.
اما آن قطره عشق با طوفان جنگید ، از طوفان گذشت و به چشمانم نشستچه لحظه قشنگی در همان لحظه که قطره باران عشقم داشت به زمین می ریخت چشمان من هم شروع به اشک ریختن کرد اشکهایم با آن قطره یکی شده بود احساس کردم قطره عاشق در قلبم نشسته به قطره وابسته شدم آن قطره پاک پاک بود چون از آسمان آمده بود همان قطره ای که باران عشقم به من هدیه داد.

 

با همین دست به دستان تو عادت کردم

              این گناه است ولی جان تو عادت کردم

جا برای تن گنجشک زیاد است اما

               به درختان خیابان تو عادت کردم

سالها سخت تر از باور من خط خوردند

              تا به نه گفتن آسان تو عادت کردم

دستم اندازه یک لمس بهاری گرم است

              بس که بی پرده به دستان تو عادت کردم

مانده ام آخر این شعر چه باشد انگار

              به ندانستن پایان تو عادت کردم ...

 

 

       یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم        

وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم  

 

   پر پروانه شکستن هنر انسان نيست     

 

            گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم            

 

     يادمان باشد سر سجاده عشق    

 

             جز براي دل محبوب دعايي نکنيم          

 

      يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند  

 

             طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم 

 

               

 


گنجشک و خدا

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي‌گفت: مي‌آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه‌هايش را مي‌شنود و يگانه قلبي‌ام كه دردهايش را در خود نگه مي‌دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه‌اي از درخت دنيا نشست.
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي‌هايم بود و سرپناه بي كسي‌ام.
تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي‌خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني‌ام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه‌هايش ملكوت خدا را پر كرد.

 


  جايي درون قلبم خالي است  شايد بتوانم تو را در آن راه دهم 
 ولي حواست باشد  
 همان جا مينشيني و به چيزي دست نمي زني 
 به دنبال جاي بيشتري هم نباش 
 همان قدر که اجازه دادم در قلبم بيايي برايت زياد است 
 اگر بخواهي شورش کني و براي خودت حکومتي بر پا کني 
 مطمئن باش سرکوبت مي کنم 
 بعد از آن شايد تبعيدت کنم 
 يا اعدام... 
 يادت نرود من از آن دخترهاي احساساتي نيستم 
 که يک تازه وارد را سلطان قلبم بنامم 
 قبل از تو خيلي ها آمده اند و رفته اند 
 پس هميشه آماده ي رفتن باش 
 اگر مي خواهي بيشتر بماني 
 از قديم گفته اند دوري و دوستي 
 شايد اگر زياد کنارم باشي دلم را بزني 
 اگر تصميم داري دلم را بشکني 
 زياد به خودت زحمت نده 
 آن روز که براي اولين بار دلم را شکستند 
 يک قلب سنگي به جايش گذاشتم   
 اگر مي بيني سرد است 
 خوب لباس گرم بپوش 
 با اين شرايط باز هم مي خواهي در قلب من بماني؟ 
 اگر نمي خواهي.... 
 نفر بعد.......................

 

مهربان من

  

مهربان من دوستت دارم

 

هرگز از بی کسی خویش مرنج ، هرگز از دوری این راه مگو و از این تنهایی ، و از این فاصله ها ... که میان من و تو روئیده است ...

بگذار تا که پروانه ، تنهایی از این پنجره آزاد شود ، برود .

بال خود را بسپار به نسیم ، قاطی باد شو ، بگذار کبوتر خوشبختی روی بام قفست بنشیند .

هر زمان که دلت تنگ من است ، بهترین شعر مرا قاب کن ، پشت نگاهت بگذار تا که تنهائیت از دیدن آن جا بخورد و بداند که دل من با توست در همین یک قدمی ...

 

 

  آری در همین یک قدمی ...     



خیلی دوستت دارم مریمی گلم ..........






| *| نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 11:27 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~برای مریم نازم~*~*

 

I've written nice poem 4 you.
Twinkle Twinkle Little Star...
 
You should Know What you R
... & once you Know What you R...
Mental Hospital is not So Far...

I want you 2 know that our friendship mean a lot 2 me.
U cry I cry.
U laugh I laugh.
U jump out of the window...
I look down & den...
I laugh again

Hubby: Darling, years ago u had a figure like Coke bottle.
Wife: Yes darling I still do, only difference is earlier
it was 300ml now it's 1.5 ltr

Hey friend remembers that without stupidity there can be no wisdom
& without ugliness there can be no beauty
so the world needs YOU after all

 

If U delete this message that’s bcoz u love me 
If u save it that’s bcoz u desire me
& if u ignore it that’s bcoz u miss me.
So what u gonna do with It?

If you fall in river there is a boat
if you fall in well there is rope
but if you fall in love there is no hope

When u feel sad....
To cheer up just go to the mirror and say,
"damn I am really so cute" u will overcome your sadness.
But don't make this a habit.....
Coz liars go to hell!!!!

love


 



| *| نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:3 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~فقط به خاطر تو~*~*

  Don't go for looks,

they can deceive

Don't go for wealth

even that fades away.

Go for sum1 who makes u

smile becoz only a smile makes

a dark day seem bright..

 As days go by, my feelings get stronger,

To be in ur arms, I can't wait any longer.

Look into my eyes & u'll see that it's true,

Day & Night my thoughts r of U

  All I wanted was sum1 2 care 4 me

All I wanted was sum1 who'd b there 4 me

All I ever wanted was sum1 who'd b true

  Love is like a CD track

That links our hearts together

Dont ever break that CD coz

That wud break my heart too.........

  Message:some text missing*

Sender:Name Missing*

*Number Missing

*Sentate missing

*Missing U a lot thats y

everything is missing

  softly d leaves of memories wil fal,

i'll pick them up & gather them all,

coz 2day, 2moro & til my life is through

i'll cherish having sum1 like u!

Dear O Dear, ur not near

but i can hear

dont get fear

Ur memories r here

liv wid cheer

no more tear

and ur mine forever!



| *| نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 19:19 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~تولد~*~*

تولدت مبارک!

تولدت مبارک!

روز تولد تو میلاد عشق پاک است!

برای شکر این روز پیشونی ام به خاک است!

 

مریمی ۱ آذر

تولدت مبارک!

 

 

تولدت مبارک




| *| نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 14:39 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~++++~*~*

يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ، ماشين نقاشي نميکشد.
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري، خيابانهاي شهر را متر نميکند.
يک پسر خوب اگر زبانم لال از افيون اينترنت استعمال و خدايي نکرده وبلاگ‌نويس شد، بر حسب اتفاق از هر 10 کامنت او 9 عددش متعلق به دختران نيست. (البته استثناء هم دارد)

يک پسر خوب هر روز ساعت 6 بيدار شده و حد اکثر تا ساعت 7:30 سه نمونه از انواع رايج نان تازه را تهيه و براي صبحانه به خانه مي‌آورد.
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود.
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبويي شده و چشمش را به آسفالت ميدوزد.
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند. ( نکته کنکوري)
يک پسر خوب 1 ساعت در حمام، آهنگ جوادي يساري نخوانده و براي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند.
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد، بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 30 سالگي خود باشد.
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نامربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد.
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي‌هاي نامربوط از قبيل حراج لفظي «عمه» و همچين «خواهر» و «مادر» هستند، امتنا ميکند.
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 9 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد.
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و 3 متر به بالا نميپرد.
يک پسر خوب موقع رفتن به خواستگاري براي نشان دادن عظمت خانوادگي گذشته از تمامي فاميل هاي درجه يك، دو، سه، چهار و الي آخر، از آقا رضا بقال محترم محله! حاج علي قصاب محترم و مابقي کسبه محل، به دليل دارا بودن تجارب بالا دعوت به عمل مي‌آورد.
يک پسر خوب در کلاس درس و در حضور تني چند از خانمهاي محترم، شصتش را تا انتها در دماغ مبارک فرو نميکند و يک چرخش دوراني به آن نميدهد.
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ارشاد اسلامي، وزارت بهداشت، وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد.
يک پسر خوب در مهماني‌هاي خانوادگي نوشدني‌هاي غيرمجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت‌نامه رسمي و کتبي پدر محترم، استعمال ميکند.
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين و پليسه‌دار و يا شورت مامان دوز و رکابي، همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد.
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري، هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 20 تا 60 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي‌رساند.

و هزار چيز ديگر كه خودتون بهتر از من ميدونيد!

 

 

یه دختر خوب هيچوقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش عاشق نميشه.
يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت توي حموم نميمونه (نکته مهم المپياد)
يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي کنه، چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا، کل کل کنه؟
يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره چندصد تا دروغ نميگه.
يه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمي‌پيچونه.
يه دختر خوب جو نميگيرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمايش نميزاره.
يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمي‌داره بندازه رو سرش، مثل روسري.
يه دختر خوب عقده‌هاش رو با فرار از خونه خالي نمي‌کنه.
يه دختر خوب وقتي بهش نگاه نمي‌کنن، به راههاي مختلف، خود نمايي نميکنه (باز هم نکته كنكوري)
يه دختر خوب بيشتر از 10 دقيقه توي
WC
نمي‌مونه (نکته مهمتر از کنکور)
يه دختر خوب وقتي معني ترانه‌هاي خارجي رو نميدونه مجبور نيست که واسه کلاس اونا رو گوش بده.
يه دختر خوب، شب زود نمي‌خوابه که صبح زود بيدار بشه که بتونه صافکاري و نقاشي کنه.
يه دختر خوب براي اينکه توي مهموني تحويلش بگيرن، قيافه نميگيره و اداي آدم پولدارا رو در نمياره.
يه دختر خوب از اجراي هر گونه قرقره بازي (جت اسکي، اسکيت و امثال اون) در مقابل پسرها خودداري مي‌کنه.
يه دختر خوب اولاً دوچرخه سواري نمي‌کنه، حالا مي‌خواد بکنه، بكنه، جنبه هم داشته باشه.
يه دختر خوب توي مسافرت به خاطر کسي که روش کليد کرده، باباشو توي منگنه قرار نمي‌ده که بابا تندتر برو!
يه دختر خوب، بايد خوب باشه، نه اينکه اداي خوبا رو دربياره.

                                              یه دختر خوب مگه پیدا میشه؟؟؟؟؟؟!! 

 

باتو

 

 



| *| نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 14:34 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~""""""~*~*

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست :
عشق چيزي جز ظهور مهر نيست .....

                    عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛

                         عشق يعني كوشش بي ادعا .....

                             عشق يعني مهر بي اما اگر ؛

                                 عشق يعني رفتن با پاي سر .....

                                   عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛

                                     عشق يعني جان من قربان اوست .....

                                        عشق يعني خواندن از چشمان او ؛

                                          حرفهاي دل بدون گفتگو .....

                                           عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛

                                           عشق يعني بوسه بي شهوتي .....

                                            عشق ، يار مهربان زندگي ؛

                                          بادبان و نردبان زندگي .....

                                     عشق يعني دشت گلكاري شده ؛

                                   در كويري چشمه اي جاري شده .....

                            يك شقايق در ميان دشت خار ؛

                       باور امكان با يك گل بهار .....

                     در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛

                   عشق تاب آخرين برگ درخت .....

                    عشق يعني روح را آراستن ؛

                    بي شمار افتادن و برخاستن

                       عشق يعني زشتي زيبا شده ؛

                             عشق يعني مهرباني در عمل ؛

                                  عشق يعني گل به جاي خار باش ؛

                                    پل به جاي اينهمه ديوار باش .....

                                  عشق يعني يك نگاه آشنا ؛

                                  ديدن افتادگان زير پا .....

                              عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛

                          عشق يعني ماهي راهي شده .....

                      عشق يعني آهويي آرام و رام ؛

                   عشق صيادي بدون تير و دام .....

                 عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛

                عشق يعني گل به روي شاخه ها .....

                 عشق يعني از بديها اجتناب ؛

                    بردن پروانه از لاي كتاب

                                               "برای آنکه دوستش دارممریم

 

اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه

درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه

اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه

گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه

اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه

مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه

 

دلم عجیب هوای دیدنت را کرده است ...

  

می گفت عاشقم , دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده

هستم...

او رفت , تنها ماند... زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد .

از او پرسيدم از عشق چه می دانی؟ برايم از عشق بگو...

گفت:عشق اتفاق است بايد بنشينی تا بيفتد

گفت:عشق آسودگيست,خيال است... خيالی خوش .

گفت:ماندن است ، فرو رفتن در خود است .

گفت:خواستن و تملک است, گرفتن است .

گفت: عشق سادست, همين جاست دم دست و دنيا پر شده از

عشق های زودگذرعشق های سادهء اينجايی و عشق های نزديک

و لحظه ای .

گفتم : تو عاشق نبودی و نيستی.....

گفتم :عشق يک ماجراست, ماجرايی که بايد آن را بسازی.

گفتم : عشق درد است درد تولدی نو، عشق تولد است به دست

خويشتن.

گفتم : عشق رفتن است عبور است, نبودن است.

گفتم : عشق جستجوست, نرسيدن است, نداشتن و بخشيدن

است.

گفتم : عشق درد است, دير است و سخت است.

گفتم : عشق زيستن است از نوعی ديگر...

به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام...

گفتم عشق راز است ، راز بين من و توست ، بر ملا نمی شود و

پايان نمی يابد ، مگر به مرگ...

اگر باران بودم ....................آنقدر مي باريدم تا غم از
 
 دلت بردارم
 
اگر اشك بودم .....................مثل باران بهاري به پايت
 
 مي گريستم
 
اگر گل بودم .........................شاخه اي از وجودم را
 
 تقديم وجود عزيزت مي كردم
 
اگر عشق بودم ......................آهنگ دوست داشتن را
 
 برايت مي نواختم
 
ولي افسوس ..........................
 
كه نه بارانم .........نه اشك .........نه گل ..........و نه
 
عشق ...........
 
اما هر چه هستم دوستت دارم  .....
 
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@@@@@@@@@_____
___@@@@@@@@@@@@@@_____
______________________
______@@@@@@@@@_______
__@@@@@_______@@@@@___
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
__@@@@@_______@@@@@___
______@@@@@@@@@_______
______________________
__@@@@___________@@@@_
___@@@@_________@@@@__
____@@@@_______@@@@___
_____@@@@_____@@@@____
______@@@@___@@@@_____
_______@@@@@@@@@______
________@@@@@@@@______
______________________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@___________
_______@@@@___________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@___________
_______@@@@___________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
 
 جون منی عمر مني

 

 

 



| *| نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 14:30 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~""~*~*

تقدیم به گلم :

** آنقدر بوسیدمش تا خسته شد  **

 ** خسته از بوسیدن پیوسته شد  **

 ** خواست تا لب بر شکوه وا کند  **

 ** لب نهادم بر لبش تا بسته شد  ** 

TinyPic image

*********************************************************

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.

 

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.

 

دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني

 



| *| نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 14:18 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~؟~*~*

 خرها  عاشق می شوند

 

 

خري آمد بسوي مادر خويش            بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش

 

برو امشب برايم خواستگاري           اگر تو بچه ات را دوست داري

 

خر مادر بگفتا اي پسر جان             تو را من دوست دارم بهترازجان

 

ميان اين همه خرهاي خوشگل          يکي راکن نشان چون نيست مشکل

 

خرک از شادماني جفتکي زد           کمي عرعر نمود و پشتکي زد

 

بگفت مادر به قربان نگاهت             به قربان دو چشمان سياهت

 

خر همسايه را عاشق شدم من           به زيبايي نباشد مثل او زن

 

بگفت مادر برو پالان به تن کن          برو اکنون بزرگان را خبر کن

 

به آداب و رسومات زمانه               شدند داخل به رسم عاقلانه !!!

 

دو تا پالان خريدند پاي عقدش           يه افسار طلا با پول نقدش

 

خريداري نمودند يک طويله             همانطوري که رسم است در قبيله

 

خر عاقد کتاب خود گشاييد               وصال عقد ايشان را نماييد

 

دوشيزه خانم آيا رضايي؟                 به عقد اين خر خوشتيپ درآيي؟

 

يکي از حاضرين گفتا به خنده           عروس خانم به گل چيدن برفته

 

براي بار سوم خر بچرسيد                که خر خانم سرش يکباره جنبيد

 

خران عرعر کنان شادي نمودند          به يونجه کام خود شيرين نمودند

 

به اميد خوشي و شادماني                 براي اين دو خر در زندگاني

 

 

 

نظر یادتون نره

***********************************************************

هميشه تنها

 

در غروب تنهايي سكوت دلها را ميشكنم و در شبي مهتابي

ستاره ها را برايت ميچينم و از پرچين

بي كسي عبور ميكنم به اميد اينكه تو بيايي

اما امروز هم گذشت و خورشيد غروب كرد

و من ماندم و تنهايي

اگر دبير فارسي بودم

نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم

اگر دبير جبر بودم

عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا

معادله محبت پديد آيد


اگر دبير هندسه بودم

ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت

اگر دبير ديني بودم

مي دانستم که بعد از خدا اول تو را دوست خود بدارم

اگر دبير شيمي بودم

وجودم را چنان در وجودت حل مي کردم که به هيچ فرمولي

نتوان تجزيه کرد

اگر دبير عربي بودم

يک صدا فرياد مي زدم انا اهبک

اگر دبير زبان بودم يک صدا فرياد ميزدم

  I LOVE YOU

*******************************************

 

 



| *| نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 14:15 توسط Pahlevoone_Maryami |
*~*~::::~*~*

از درخت کاج یک میوه میدزدم

روی سنگ های زمین قاطی بوته و مارمولک و سوسک دنبال رد پای تورو

میگیرم

 اعداد دیجیتالی ساعت روی صفحه بی زنگ موبایل

.

.

.

هنوز کابوس میبینم

 

قاداسین آلارام مریم جانیمین



| *| نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 20:33 توسط Pahlevoone_Maryami |

 

 




Choose a button to reveal your browser's self image.



>
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

:آدرس سایت فیلتر شده
:نوع فیلتر